roulette

«بصیرت»

حکایت «عمار» و «بصیرت»

  • بازدید : 219 views
  • اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۱
  • متفرقه

به گزارش ظهور به نقل از فارس، روزنامه وطن امروز، امروز یکشنبه ۱۳/۱۲/۹۱ نوشت:

یکم: شاید به یمن «این عمار»، سالیانی است که از «بی‌سیم بصیرت»، بیش از هر ندایی، ندای «عمار، عمار، عمار» شنیده می‌شود. زیاد گفته‌اند یاسر و سمیه؛ پدر و مادر عمار، نخستین شهدای اسلام‌اند اما کاش فراموش نکنیم عمار، «نخستین فرزند شهید اسلام» است. حکایت «علی» و «حق»، «عمار» و «بصیرت» نیز ۲ روی یک سکه‌اند؛ همه جا با هم‌اند. اگر حق همسایه علی است، بصیرت هم سایه عمار است. بصیرت با عمار و عمار با بصیرت است. بصیرت اگر چه خود حق است اما آن دم که خواص نابکار، حق و باطل را به هم می‌آمیزند و فتنه را به دنیا می‌آورند، باید چنگ به ریسمان بصیرت زد. در جبهه‌های فتنه گون، بصیرت، منجی حق است. بصیرت، سرباز خط مقدم حق است. بصیرت، بسیجی‌ترین مفهوم حق است. بصیرت، سربند پیشانی حق است. بصیرت، فدایی حق است تا اگر تیری آمد، سینه عمار، سپر حیدر کرار شود. اگر مصداق حق، علی‌(ع) است، شاخص بصیرت هم عمار است. بی‌بصیرت، ‌ای بسا سیرت علی را فدای صورت مولا کنیم. بی‌بصیرت، ‌ای بسا باطن قرآن را قربانی ظاهر آیات کنیم.

دوم: آنجا که میان «حقیقت» و «مصلحت» دوگانگی به وجود می‌آید، کلید حل منازعه، دست «بصیرت» است. حقیقت که همیشه حقیقت است اما برای فهم این مهم که کدام مصلحت، «مصلحت اسلام» است و کدام مصلحت، «منفعت این و آن»، باید از ترازوی بصیرت مدد گرفت. با این ترازو بهتر مشخص می‌شود که چرا امیرالمومنین، مصلحت اسلام را در اولویت قرار داد و ‌گاه حتی به خلفای غاصب حق خود، مشورت می‌داد. بصیرت به ما یاد می‌دهد که مصلحت اسلام، فقط مصلحت اسلام نیست؛ نیک اگر بنگری، «مصلحت حقیقت» است. با میزان بصیرت، بهتر می‌توان فهمید که کدام مصلحت در شعاع حقیقت است و کدام مصلحت در امتداد دروغ.

سوم: بصیرت، تنها حد فاصل حقیقت و مصلحت نیست. در دعوای میان اخلاص مداری و وحدت نیز، همان به که بصیرت حکم کند. گفت: «خوش بود‌گر محک تجربه‌آید به میان». «محک تجربه» یعنی «بصیرت». بصیرت به ما نشان می‌دهد کجا اخلاص بیشتر لازم است، کجا جذب حداکثری. بصیرت شعار نمی‌دهد؛ راهکار نشان می‌دهد. بصیرت از سویی همه مخلصین را دعوت می‌کند که «عمار» شوند اما هر آنکه عمار نشد، اغیار نمی‌خواند. بصیرت متوجه فرق میان مخلصین و مومنین و مسلمین هست. به وقتش نسخه اخلاص می‌پیچد، به وقتش نسخه وحدت. بصیرت، آدم اسلام است، نه عنصر احزاب. بصیرت دنبال غنیمت نمی‌رود؛ تنگه احد جبهه اصل کاری را مراقب هست. عمار دنبال غرور نمی‌رود؛ متوجه «آفت بصیرت» هست.

 

==>> مشاهده حکایت «عمار» و «بصیرت» . . .

 

برچسب ها :