roulette

خلاصه کامل قسمت 85 سریال ترکی کارادایی

خلاصه کامل قسمت ۸۵ سریال ترکی کارادایی

  • 1,444 views
  • بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۳
  • سریال

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

عکس های جدید بازیگران ترکی, عکس های جدید بازیگران سریال کاردایی,دانلود سریال کارا دایی با لینک مستقیم,آخرین قسمت سریال کارا دایی,تصاویر جدید  بازیگران در سریالکارادایی, دانلود سریال ترکی کارادایی,عکس های جدید بازیگران کارادایی,تصاویر عاشقانه بازیگران ترکی کارادایی,عکس های جدید, بازیگران ترک, تصاویر کارادایی در سریال ترکی

 

خلاصه کامل قسمت ۸۵ سریال ترکی کارادایی

{خلاصه قسمت ۸۵} بلگین از پشت به مار شلیک میکندواوبه زمین می افتد که ماهوربهش میگه کشتیش تو چی کار کردی؟بلگین میگه اگه نمیزدمش اون تورو میزد حالا زود باش از اینجا بریم.عثمان هم به بیمارستان میرودو از سوگل حال پدرش را میپرسدوعثمان به سوگل میگه که خیلی ترسیدم که بابانظیف به خاطر ما اینطوری شده اخه تو گفتی میخوای که همه چیزو براش تعریف کنی ولی سوگل میگه اینطورچیزی نیست

خلاصه کامل قسمت ۸۵ سریال ترکی کارادایی

من بهش چیزی نگفتم وعثمان او را در آغوش میگیرد ویاسین به بیمارستان میاد وان دو را از دور میبیندوبسیارعصبانی میشود.بلگین به ماهور میگه چرا نکشتیش؟ولی ماهورمیگه اگه فرصت داشتم اینکارومیکردم ولی بلگین میگه اگه فرصتم داشتی اینکارو نمیکردی چون تو آدم خوبی هستی ونمیتونی کسی را بکشی من بهت نزدیک شدم ولی تو به اندازه ای که به زنی که عاشقش نیستی دست نزنیپاکدامنی!!ولی ماهور میگه تو داری شخصیت منو تحلیل میکنی اینطور چیزی نیست که بلگین میگه تو کی را گول میزنی؟من تو یتیم خونه بزرگ شدم،کتک خوردم،گرسنه موندم وبا همه جور آدم سروکله زدم وهمه جور بدی را دیدم وحالا بگو که با چه هدفی به ما نزدیک شدی؟توکی هستی؟بلگین وقتی میخواهد برود به ماهور میگه من امروزهیچی ندیدم ولی سوالم را در ذهنت بنویس یا مثل آقاها برام توضیح میدی ویا من جوابم را میفهمم.یاسین به دنبال عثمان میرود وجلوی در بیمارستان حسابی اونو میزندوبهش میگه چرا به سوگل چسبیدی؟مگه تودانشگاه دختر نیست؟من تورو چکار کنم پسر؟چرا به نامزد من چسبیدی وسوگل سروصدا را میشنود وبه آنجا میرود وبه یاسین میگه تورو خدا ولش کن ولی یاسین میگه ولم کن بعدا به حساب تو هم میرسم ودوباره عثمان را میزندوسوگل غش میکندوبه زمین می افتد.سوگل به هوش میاد وقتی حالش خوب میشود یاسین ازش میپرسد دیروزبا بابا نظیف رفتی دانشگاه؟سوگل میگه نهخودم رفتم؛یاسین که به همه چیز شک کرده است بهش میگه خودت رفتی یا با عثمان؟سوگل مکث میکند ومیگه با عثمان رفتم که یاسین میپرسه مثل امروزبه هم انقدرنزدیک بودید که سوگل میگه بعدا باهم صحبت میکنیم ویاسین باناراحتی از آنجا دور میشود.ماهوربه مزرئه زئیس میرودوازش میخواد که به کار اورهان در آنجا پایان دهد ولی زئیس گفت اورهان یه ادم بالغه ومن نمیتونم به زوربگم از اینجا برود واگه خودش بخواد میتونه از اینجا برود واورهان را صدا میکند.وهبی مدیر امنیت پیش فریده میرود وازش درخواست کمک میکند وبهش میگه که یکی از نزدیکانمون پروندشو تو رسیدگی میکنی واسمش بلگین توره است(وهبی شب قبل را با بلگین گذرانده واو هم از موضوع دادگاه اورا خبردارکرد وازش کمک خواست)ونامزد پسر دوست من است وحتی انگشترها رامن انداختم وحدود ۶ ماه شده است(وهبی به فریده دروغ میگه)فریده چیزهایی را که شنیده حسابی باعث تعجبش شده است ودراخر به وهبی میگه شما برای من با ارزش هستید ولی اگه پدرمم هم بخواهد که براش پارتی بازی کنم من اینکارو نمیکنم ودر مورد دوستتون هم فقط عدالت میتونه تصمیم بگیرد.زئیس به اورهان میگه همانطورکه وقتی امدی درمون را برات باز کردیم وقت رفتن هم باز میکنیم ولی اورهان میگه من از کارم در اینجا راضی هستم وتوداداش من هستی ودست او را میبوسد.آیتن با اردال به دادگاه میروند وفریده به آیتن میگه که بلگین نامزده وآیتن حسابی تعجب میکند.ماهوروقتی میخواهد برود به اورهان میگه برازنده بود کاری راکه کردی؟دست یه خلافکار رامیبوسی؟تا وقتی که تو به کارشون بیایی ازت استفاده میکنند وبعدش تورو ولت میکنند واورهان میگه کسی باید این حرفارو به من بگه که خودش پاک باشه وتوهم مثل من تو گل فرو رفتی ویکی از اون آدما شدی ولی ماهورمیگه من یه هدفی دارم وبعضی وقتها چیزایی را که میبینی با حقیقت یکی نیست ومن همیشه مراقبت هستم واز آنجا میرود.یاسین به خانهنظیف کارا میرود وبهش میگه که من با سوگل هرچه سریعترمیخواهم ازدواج کنم ونظیف بهش میگه اگه سوگل هم موافق باشد من مخالفتی ندارم.آیتن به فریده میگه توباید خوشحال باشی چون دل ماهورهنوز با توست واون دختره هم ادا درمیاورده وهمش بازی بوده است ولی فریده میگه این حقیقتی که ماهور منو توزندگیش نمیخواد عوض نمیکند وآیتن میفهمد که فریده انتقالیش را به آنکارا گرفته وبه پیش ماهور میرود.بلگین به کفاشی نظیف کارا میرود وجلوی عثمان فیلم بازی میکند ازاینکه دوست دوران ابتدایی آینور است واز او آدرسی جزکفاشی پدرش ندارد ولی عثمان حرفش را باور میکند واو را به درخانه نظیف میبرد.بلگین به در خانه نظیف میرود وآینوردررا باز میکند واو را میشناسدوبهش میگه شما توبیمارستان با داداشم آمده بودید وبلگین بهش میگه اگه مساعد باشید میخواهم باهاتون صحبت کنم ولی آینورگفت پدرم مریضه والان نمیتونم وبلگین آدرس مغازه اش را به آینور داد وازش خواست که به آنجا بیایدچون حرفاش مهم است واینور هم قبول کرد واواز آنجا رفت.ایتن به ماهور میگه که فریده همه چیزو فهمیده ودارد به آنکارا میرود چون تو قلبش را شکستی ولی تو مانعش شوولی ماهورگفت فریده بهترین کارو میکنه وایتن عصبانی میشود ودر حالی که گریه میکند بهش میگه تو پشیمون میشی وهر صبحی که بدون او بیدار شوی برات مثل شب میشود چون با حسرت زندگی کردن خیلی سخت است.نظیف صبح با سوگل در مورد تصمیم یاسین صحبت میکند وبهش میگه عشق واقعی را ارزیابی کند وهر تصمیمی بگیرد او پشتش است وازش میخواد که حسابی فکر کند وجواب قطعی را به او بدهد.یاسین پیش ماهورمیرود وساعت حرکت قطارفریده را به او میگوید وبهش میگه که اگه فریده از تو دور باشد فراموش کردن تو برایش آسونتر میشود وشاید با مرد دیگری آشنا بشود وتمام رویاهایی که با هم ساختید با فرد دیگری تجربه اش میکند وبااو ازدواج میکندوماهوروقتی این حرفارو میشنود با چشمان پر از اشک ازنجا دور میشود.آینوربه آرایشگاه بلگین میرود ودختر ساده همه چیز را به بلگین میگوید واوهم بهش دروغ میگه که من با داداشت دوست صمیمی ومحرم اسرار همدیگرشدیم واز خانواده شما وعشقش حسابی برای من تعریف کرده از اینکه چقدر شما را دوست دارد واینورکه گول حرفاشو میخورد بهش میگه تا وقتی که داداشم از این راهی که واردش شده برنگرده بابام اورا به خانه هم راه نمیدهد وبه من قول داده تا قاتل واقعی را پیدا کند وبلگین از اینکه همه چیزو فهمیده لبخند تلخی میزند واز آینورتشکرمیکند.ماهور به خانه میرود وتمام خاطرات فریده را مرورمیکند وحسابی گریه میکندوتصمیم میگیرد به دنبال فریده برود ولی وقتی به آنجا میرسد قطار حرکت میکند واوبه قطار نمیرسد.  ..پایان قسمت ۸۵٫٫

ارسال نظر