roulette

خلاصه داستان قسمت 3 و 4 سعید و شورا

خلاصه داستان قسمت ۳ و ۴ سعید و شورا

  • 917 views
  • بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۳
  • سریال

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خلاصه داستان قسمت ۳ و ۴ سعید و شورا

وقتی شورا به تالار می بینه و می بینه که سعید و دوستانش دارند پیروزی شان را جشن می گیرند شوکه می شه و گریان می ره سعید هم تعجب می کنه که چرا این طوری شده از ان طرف پترو هم به شورا می گه که سعید و بارونس با هم رابطه دارند شورا از پنجره نگاه می کنه

و سعید می گه که حتما تو بارونس حرفی به شورا زدی که بارونس سعید را می بوسه و شورا می بینه و گریه اش در می اید. پترو از لج سعید سعی می کنه که مخ شورا را بزنه از ان طرف مادر پترو هم می گه که شورا زن خوبی برای تو می شه . تاتیا زن بازیگری که دوست یکی از سربازان سعید است به نزد شورا می اید و نامه عاشقانه سعید را به او می دهد و می گوید که سعید تو را دوست دارد و به نظرم باید به او یک فرصت بدهی او باید دو روز دیگر برای جشن برود شورا به نزد سعید می رود و با سعید اشتی می کند و حسابی عشقولانه می شوند و سعید و شورا ان شب را با هم می گذرانند و حسابی به هم نزدیک می شوند فردا صبح سعید او را می رساند ولی انها نمی توانند از هم دل بکنند و همش دلتنگی می کنند و هم را می بوسند که پترو انها را می بیند شورا همش به سعید می گوید که نمی خواهم بروی اما سعید می گوید که باید بروم و شورا می گوید که از هر چی جنگ و ناراحتی است بیزارم. سعید می رود و شورا می رود به ایستگاه قطار می گوید من همیشه منتظر تو هستم و هرگز فراموشت نمی کنم و منتظر برگشتت می شوم. خانواده پترو می خواهند از شورا خواستگاری کنند اما بچه کوچکی که شاهد عشق شورا و سعید بوده می گوید که شورا سعید را دوست دارد. از ان طرف سعید متعلق به خانواده ترک تبار و اصیلی است و در اصل خان زاده است و دوست سعید به او می گوید که پدرت برایت شرط کرده بود که نمی توانی با زنی که روس است ازدواج کنی و زنت باید حتما ترک باشد اما سعید می گوید من فقط شورا را دوست دارم از ان طرف مادر و خواهر سعید برای او دختری را در نظر گرفته اند.

ارسال نظر