roulette

خلاصه تمام قسمت های سریال روزی روزگاری

خلاصه تمام قسمت های سریال روزی روزگاری

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خلاصه تمام قسمت های سریال روزی روزگاری, بازیگران سریال روزی روزگاری,عکس های جدی دبازیگران ترک, سایت بازیگران, بازیگران ترک ۲۰۱۵, دانلود تمام قسمت های سریال روزی روزگاری

http://www.javuna.ir/wp-content/uploads/2014/09/Serial-Roozi-Roozegari-Ahmad-3.jpg

نشان می دهد که کنان با صاحبان ان کارخانه دست به یکی کرده و برایشان ضمانت نامه های جعلی زده که مثلا دستگاه ها فرسوده نیست و ضمانتنامه دارد. بعد در جلسه اول به مخالفت می پردازد که وکیل جمیله ضمانت نامه ها را رو می کند و کنان مثلا قانع می شود و قرارداد بسته می شه علی خیلی ناراحته و همش می گه این کارخانه با شکست مواجه می شه. کنان می گه منم می دونم این طوری می شه اما مسئولیتش با جمیله است.

موقع برگشتن نامه ای به دست علی می رسد که حسابی اشفته اش می کند در نامه نوشته شده که مصطفی بچه علی نیست و بچه مردی است که کارولین کشته است و اسمش اکبر بود است. علی دیوانه می شود. کارولین برای بچه پرستار گرفته علی می رود در خانه که پرستار در را باز نمی کند و علی شروع به داد وبیداد می کند. کارولین در شرکت نزد کنان است و به کنان می گوید که همه بدبختی من به خاطر جمیله است و کنان هم قبول می کند و موقع بیرون امدن از اتاق جمیله می بینه و شک می کنه. از ان طرف علی می اید و گلوی کارولین را می گیره و می گه باید توضیح بدی که جمیله جداشون می کنه و می گه برو خونه قضیه را حل کن. از ان طرف مراد به سونر زنگ می زنه و می گه اگر می خوای تو را ببخشم باید بری از کشور و هیچ وقت برنگردی. سونر می خواد بره که سلیمان به ایلین زنگ می زنه ایلین می ره دنبالش سونر ماشین را نگه نمی داره ایلین می گه اگر نگه نداری من به ماشینت می کوبد سونر نگه می داره ایلین اون را می بوسه و بعد اسلحه را برمی داره و چهار لاستیک را پنچر می کنه سونر سوار ماشین ایلین می شه که ایلین خودش را می اندازه جلوش سونر می گه اگر من برم تو با مراد اشتی می کنه که ایلین می گه من دارم طلاق می گیرم و می گه که هیچ وقت با مراد رابطه نداشته و می گه تو اگر به کره ماه هم بری چیزی عوض نمی شه و ما عاشق هم هستیم سونر گیج شده می ره پیش سلیمان و سلیمان براش گیتار می زنه و می خونه بعد لباس موتورسواری می پوشن و دیوانه وار می رونن و تک چرخ می زنن و بعد از شیشه وارد یک رستوران می شن و سونر پول خرید رستوران را به صاحبش می ده خیلی با نمک بود سلیمان می گه این طلاق به نفع همه شماست و باید به حرف دلت گوش کنی بعد با موتور می رن توی حیاط ایلین و تک چرخ می زنن و همه می گن اینا دیوانه هستن. یک سری افراد نهال را تعقیب می کنن و در کافه به نهال می گن که بهتره ناز نکنی که مته وسط برنامه قطع می کنه و با انها درگیر می شه اما نهال نمی گه این افراد کی هستن از ان طرف ژاله هم همش مته و نهال را می بینه و حرص می خوره. پلین می ره سینما که احمد هم می اید و یک فیلم می بینن با هم .

ارسال نظر