roulette

دانلود خلاصه سریال ترکی جزر ومد

دانلود خلاصه سریال ترکی جزر ومد

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

عکس های بازیگران سریال جزر و مد, دانلود سریال ترکی جزر و مد, دانلود تمامی قسمت های سریال ترکی جزر ومد,سریال ترکی,دانلود عکس های بازیگران ترکی,سایت دانلود سریال جذر ومد, قسمت آخر سریال جذر و مد,عکس های بازیگران سریال جذر و مد,بیوگرافی بازیگران سریال جزر و مد, دانلود سریال ترکی دوبله فارسی,دانلود سریال ترکی,عکس بازیگران سریال ترکی,عکس های جدید سریال جذر و مد,دانلود آخرین قسمت سریال ترکی جزر و مد

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcR-2R7PfHfw6v5WY7pefJpA5EO5GC9WQsx21cUSWgVd5gbVkRh4_A

قسمت اول سریال جزر ومد:
داستان این مجموعه،از محله تولوز دره درحومه شهر استانبول شروع میشه.تو این محله یک خانواده ۴نفری زندگی میکنند شامل مادر خانواده،ناپدری ودوپسر بنامهای کنان ویامان با بازی چاغتای اولسوی یاهمون امیر سریال فریحا که برادر کوچکتر کنانه.مادر خانواده که شهر قبلیشو از دست داده، پس از مدتی با یک مرد خشن بد دهن ازدواج میکنه وزندگی خانواده یامان بعد از اون همواره با مشاجره ودعوا ومشکلات مالی عجین شده.مادر یامان برای اینکه مخارج زندگی وعیاشیهای شوهرشو تامین کنه شبها تا دیر وقت تو کلوپهای شبانه خوانندگی میکنه .


داستان از شب تولد کنان اغاز میشه،یامان برای برادرش شیرینی میخره وروز تولدش رابه اون تبریک میگه،درهمین وقت درحالیکه یامان وکنان درحال بگووبخند دارن تو خیابون راه میرن،به یک ماشین مدل بالا وگران قیمت برمیخورن که رانندش درشو باز گذاشته وبرای خرید به یک سوپر مارک میره.کنان حسابی وسوسه میشه وبه یامان میگه الان فرصت خوبیه تا بتونیم از این فلاکت وبدبختی نجات پیدا کنیم بیا ماشینو بدزدیم.یامان که مخالف اینکاره با اصرار زیاد کنان بااون همراه میشه وسوار ماشین میشنکنان ویامان بسرعت سوار ماشین میشن واز اونجا دور میشن ولی پلیس به تعقیب اونها میپردازه بعد مدتی تعقیل وگریز اونها رامتوقف میکنه ویامان وکنان رادستگیر میکنه.
یامان که حسابی از این وضعیت اشفته شده کنانو ملامت میکنه،افسر پلیس از اونها میخواد که به وکیلشون زنگ بزنن که اونها میگن ما وکیل نداریم.پلیس به سلیم بابازی علی سریال ایزل زنگ میزنه.سلیم وکیل مجربی که به ادمهای فقیر وپروندهاشون توجه ویژه داره وبه اونها تا جای ممکن کمک میکنه ودر سایه تلاش وخودش وحمایتهای همسرش وضع مالی خوبی داره.وکیل که اون لحظه تو یه مزایده بوده وکالت یامان وکنانو برعهده میگیره ویامانو نجات میده ولی کنان که سابقه جرمها وسرقتهای دیگه ای راهم داشته اونجا میمونه وبعدا به یکسال زندان محکوم میشه.
یامان بعد از ازادی به خونه میره ومیبینه که مادرش باناپدریش طبق معمول درگیر شده ویامان که حسابی عصبانی وخسته بوده اینبار حسابی باناپدریش درگیر میشه ومادرش برای اینکه اوضاع راارام کنه یامان رااز خونه بیرون میندازه یامان مستاصل ودرمونده درحالیکه هیچ پولی هم نداره تو خیابونها سرگردان میشهبالاخره یامان که حسابی خسته شده تو باغچه یک خونه به خواب میره ولی ساعتی بعد دوباره پلیس دستگیرش میکنه واونو به کلانتری میبره
بازهم سلیم به کمک یامان میاد واونو نجات میده سلیم که از نگاه اول صداقت وپاکی راتو چشمهای یامان دیده واز اون خوشش اومده بهش میگه چراسعی نمیکنی اوضاع زندگیتو راسروسامان بدی،برای خودت هدفی مشخص کن ،کار کن یا درس بخوان وسعی کن از این وضعیت خارج بشی
یامان که به سلیم به چشم یه ادم پولدار که دردی تو زندگی ندارهوحال وهوای امثال یامانو دوک نمیکنه.وداره از موضع بالا به پایین اونو نصیحت میکنه، نگاه میکنه بااکراه وبی میلی به سلیم میگه اگه واقعا دلسوز منی برای من کار پیدا کن.سلیم به فکر فرو نیره وبعد چند لحظه مکث از یامان میپرسه که ایا باغبانی بلده یامان نیگه اره سلیم لبخندی میزنه وبگمیگه مشکلی نیست تو از الان استخدامی من مدتهاست دنبال یه باغبان برای عمارتم هستم.یامان خوشحال میشه وهردو باهم به خونه سلیم میرن
توورودی عمارت سلیم از یامان میخواد که چند لحظه دم در بمونه تا سلیم باهمسرش،اندر صحبت کنه وضعیت یامانو توضیح بدهبالاخره یامان که حسابی خسته شده تو باغچه یک خونه به خواب میره ولی ساعتی بعد دوباره پلیس دستگیرش میکنه واونو به کلانتری میبره
بازهم سلیم به کمک یامان میاد واونو نجات میده سلیم که از نگاه اول صداقت وپاکی راتو چشمهای یامان دیده واز اون خوشش اومده بهش میگه چراسعی نمیکنی اوضاع زندگیتو راسروسامان بدی،برای خودت هدفی مشخص کن ،کار کن یا درس بخوان وسعی کن از این وضعیت خارج بشی
یامان که به سلیم به چشم یه ادم پولدار که دردی تو زندگی ندارهوحال وهوای امثال یامانو دوک نمیکنه.وداره از موضع بالا به پایین اونو نصیحت میکنه، نگاه میکنه بااکراه وبی میلی به سلیم میگه اگه واقعا دلسوز منی برای من کار پیدا کن.سلیم به فکر فرو نیره وبعد چند لحظه مکث از یامان میپرسه که ایا باغبانی بلده یامان نیگه اره سلیم لبخندی میزنه وبگمیگه مشکلی نیست تو از الان استخدامی من مدتهاست دنبال یه باغبان برای عمارتم هستم.یامان خوشحال میشه وهردو باهم به خونه سلیم میرن
توورودی عمارت سلیم از یامان میخواد که چند لحظه دم در بمونه تا سلیم باهمسرش،اندر صحبت کنه وضعیت یامانو توضیح بدهسلیم به داخل خونه میره ویامان درحالیکه به نمای کلی عمارت نگاه میکنه درفکره با میرابابازی سرنا ساریکانای یاهمون یشیم سریال عمرگل لاله مواجه میشه.میرا تویک خانواده ثروتمند درمجاورت خونه سلیم زندگی میکنه ویه خواهر داره وپدر میرا قبلا دوست پسر اندر همسر سلیم بوده
میراکه یامانو جلوی درب عمارت میبینه فکر میکنه اون برادرزاده سلیمه ویامانو به مهمانی شویی که قراره خودش به صحنه ببره دعوت میکنه وبه یامان میگه خوشحال میشم که با مرت که تنها فرزند سلیمه ،به مهمونی بیایید.
اما بشنوید از اندر خانم که از همون نگاه اول از یامان بدش میاد وحسابی باموندن یامان توعمارت مخالفت میکنه ولی بااصرار زیاد سلیم بالاخره موافقت میکنه ولی به سلیم میگه من کاملا مراقب این پسر هستم ودرصورت کوچکترین اشتباه اونو از خونه میندازم بیرون که سلیم اینو قبول میکنه
مرت پسر سلیم که تنهاست ودوست صمیمی نداره از حضور یامان استقبال میکنه وباهاش صمیمی میشه ویامانو به اتاقی که براش درنظرگرفته میبره
شب مهمونی میرا از راه میرسه ومرت هم برای اینکه یامان لباس مناسبی نداشته یک دست کت وشلوار شیک برای اون میاره تابپوشهسلیم به داخل خونه میره ویامان درحالیکه به نمای کلی عمارت نگاه میکنه درفکره با میرابابازی سرنا ساریکانای یاهمون یشیم سریال عمرگل لاله مواجه میشه.میرا تویک خانواده ثروتمند درمجاورت خونه سلیم زندگی میکنه ویه خواهر داره وپدر میرا قبلا دوست پسر اندر همسر سلیم بوده
میراکه یامانو جلوی درب عمارت میبینه فکر میکنه اون برادرزاده سلیمه ویامانو به مهمانی شویی که قراره خودش به صحنه ببره دعوت میکنه وبه یامان میگه خوشحال میشم که با مرت که تنها فرزند سلیمه ،به مهمونی بیایید.
اما بشنوید از اندر خانم که از همون نگاه اول از یامان بدش میاد وحسابی باموندن یامان توعمارت مخالفت میکنه ولی بااصرار زیاد سلیم بالاخره موافقت میکنه ولی به سلیم میگه من کاملا مراقب این پسر هستم ودرصورت کوچکترین اشتباه اونو از خونه میندازم بیرون که سلیم اینو قبول میکنه
مرت پسر سلیم که تنهاست ودوست صمیمی نداره از حضور یامان استقبال میکنه وباهاش صمیمی میشه ویامانو به اتاقی که براش درنظرگرفته میبره
شب مهمونی میرا از راه میرسه ومرت هم برای اینکه یامان لباس مناسبی نداشته یک دست کت وشلوار شیک برای اون میاره تابپوشهیامان اول مخالفت میکنه ولی بالاخره لباسو میپوشه وبا یامان به مهمونی میرن.مراسم برگزار میشه ومیرا بایک پیراهن بلند زرد رنگ زیبا روی صحنه میاد.بعد از مراسم ایلول دوست صمیمی میرا که از قضا مرت هم حسابی دلش بگپیش اون گیر کرده از یامان میخواد به پارتی که بعد مهمونی قراره انجام بشه برن یامان اول مخالفت میکنه اما مرت اونو راضی میکنه تا دوتایی به اون پارتی برن توپارتی تمام دخترها که فکرمیکنن یامان برادرزاده سلیمه یه جوری قصد دارن به یامان نزدیک بشن
ایلول هم همش خودشو به یامان میچسبونه ووقتی یامان میخواد اونو از خودش جداکنه،مرت اون دوتا راباهم میبینه عصبی میشه وبه یامان میگه من تو راادم حساب کردم وبهت اعتماد کردم توفقط یه درد ماشینی که بابام دلش برات سوخته.میرا ایلول حسابی از اینکه میفهمن یامان دزده جا میخورن.
مرت به یامان میگه دیگه نمیخوام تو بچه گدا رو دور وبرم ببینم
مرت که حسابی مسته به ارکون دوست پسر میرا میخوره که البته میرا چندان باهاش صمیمی نیست.مرت عذرخواهی میکنه ولی ارکون ودوستاش حسابی مرتو کتک میزننیامان که میبینه مرت داره کتک میخوره وارد دعوا میشه ودوتایی حسابی از ارکون ودوستاش کتک میخورن.مرت که میبینه یامان به طرفداری از اون وارد دعوا شده اونو میبخشه وحسابی شاد وشنگوله واز دعواش بااب وتاب برای یامان تعریف میکنه.
یامان ومرت به خونه برمیگردن ومرت که خیلی مسته تو اتاق یامان خوابش میبره.
یامان از اتاق خارج میشه ومتوجه سروصدا یی میشه که از خارج از عمارت میومده
یامان ایلول ودوستاشو میبینه که بخاطر اینکه دیرشون شده میرا راجلوی درخونش مست وبیحال رها میکنن یامان پیش میرا میره ومیبینه که اون از هوش رفته وسایلش را میگرده تاکلید پیدا کنه اما موفق نمیشه میرا رابغل میکنه وبه داخل خونه میبره واونو رو تخت میخوابونه وخودش روی کاناپه میخوابه
صبح روز بعد،میرااز خواب بلند میشه واز اینکه میبینه پیش یامانه حسابی تعجب میکنه.وارام ارام از اتاق بیرون میاد وبه خونه خودش میره
اما اندر که برای بیدار کردن مرت به اتاقش میره میبینه که مرت نیست میره اتاق یامان وجای کبودی راتو صورت پسرش میبینه وفکر میکنه یامان اون بلا راسر مرت اورده وحسابی عصبانی میشهاندر سراسیمه پیش سلیم میره ومیگه نگفتم من به این پسر مشکوکم برو وببین بامرت چکار کرده تو باید اون پسرو از این خونه بیرون بیندازی سلیم هم وقتی اوضاع رااینگونه میبینه تسلیم میشه وبه یامان میگه تو دیگه نمیتونی اینجا کارکنی وقرار میشه سلیم یامانو تا خونش برسونه وقتی میرا یامانو توماشین سلیم میبینه که دارن خونه راترک میکنن به یامان خیره میشه وبانگاهی که جوانه زدن بذر یک عشق اتشینو میشده توش دید اونو بدرقه میکنه.تو ماشین سلیم درباره گذشته اش واینکه اونهم تو محله های فقیر بزرگ شده وبا کار وتلاش به اینجا رسیده بایامان صحبت میکنه به اون میگه سعی میکنم کمک کنم
وقتی یامان وسلیم به خونه یامان میرسن امبولانس وپلیسو میبینت که داره مادر یامانو میبره گویا مادر یامان باناپدریش درگیر شده ومیخواشته اونو بکشه
مادر یامان وقتی اونو میبینه به سلیم میگه من اونو به توسپردم مواظب پسرم باش
پلیس مادر یامانو میلره درحالیکه یامان وسلیم از دیدن این وضعیتوشوکه هستنبعد از لحظاتی،سلیم ویامان به خودشون میان وسلیم به یامان میگه نگران نباش من پیگیر کار مادرت میشم تا بتونم اونو ازاد کنم.سلیم ویامان سوار ماشبن میشن وقرار میشه سلیم بااندر صحبت کنه واونو راضی کنه تا مدتیی یامان پیش اونها بمونه
پایان
دوستان عزیز،از این ببعد سعی میکنم رورهای پنجشنبه ودوشنبه هرهفته اپیزودهای اورجینال این سریالو براتون خلاصه نویسی کنم. از حدود دوهفته دیگه هم خلاصه های سریال کاخ نشینهای امروزی را میگذارم.امیدوارم خوشتون بیاد.
درانتها از مژگان جان برای وب خوبش که باعث شد من بتونم لحظات خوبی راکه درهنگام دیدن این سریال داشتمو باشما به اشتراک بگذارم صمیمانه تشکر میکنم

ارسال نظر