roulette

دانلود خلاصه قسمت 115 تا 116 روزی روزگاری

دانلود خلاصه قسمت ۱۱۵ تا ۱۱۶ روزی روزگاری

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دانلود قسمت ۱۱۶ سریال روزی روزگاری, عکس های بازیگران سریال روزی روزگاری, تصاویر پشت صحنه سریال روزی روزگاری, گالری تصاویر بازیگران

http://www.coffeefun.ir/wp-content/uploads/2015/01/roozi-roozegari.jpg

سریال روزی روزگاری, بهتریت تصاویر سریال روزی روزگاری, مرجع عکس بازیگران سریال ترکی, خلاصه قسمت ۱۱۷ سریال روزی روزگاری, عکس های جدید سریال ترکی, دانلود سریال ترکی شبکه جم

مته یک اهنگ جدید به نام بچگی ساخته که خیلی با احساس می خونه و همش یاد خانواده اش می افته و اتفاقاتی است که برایشان افتاده. ایلین بسیار ناراحت است و تصمیم می گیره به خانه مادرش برگرده جمیله با دیدن ایلین با ان حال شوکه می شه و ایلین می گه مامان برگشتم به خونه جمیله هم راهش می ده و از اون طرف هم پلین می اید اون هم از دیدن احمد حسابی به هم ریخته است. ایلین و پلین هم را بغل می کنن پلین می گه که من از اول هم می دونستم تو سونر را دوست داری الان هم تو شرایط بدی گیر کردی پلین هم با گریه جریان احمد را می گه که ایلین ارامش می کنه. جمیله به پلین می گه بهتره برگردی پیش شوهر و بچه ات و پلین هم قبول می کنه. پلین همش به هم ریخته است و این هاکان را اذیت می کنه. مته صداش می گیره و به سرفه می افته ژاله پیشنهاد می ده که اهنگ جدید را خودش بخونه مته قبول می کنه یک سری مسئول که امده بودند اهنگ جدید رابشنوند از کار ژاله خوششون می اید و خبرنگارها می ریزن و همه از ژاله عکس می گیرن و مته ناراحت می شه و می گه مگه قرار نبود که کسی به خبرنگارها اجازه نده که وارد بشن و بعد با خبرنگارها در گیر می شه و بزن بزن می کنن. ژاله فقط داره از مته برای شهرت خودش استفاده می کنه خیلی زرنگه. ایلین ماشین را برمی داره که به سونر پس بده و در راه علی را می بینه و طاقت نمی اره و به اغوش پدر می ره. کارولین که از قبلش با مسعوده صحبت کرده فهمیده که ایلین با مراد مشکل داره مسعوده به کارولین می گه که می خوام انتقام از ایلین و سونر بگیرم. کارولین می بینه که یک ماشین داره ایلین را تعقیب می کنه در واقع اون ماشین افراد مراد بودند. ایلین می ره یک سری عکس و جعبه های خاطره انگیزش از سونر را برمی داره و ماشین را می گذاره قرارداد را هم پاره می کنه و می گه من دیگه اینجا کاری ندارم. شب کارولین باز ایلین و ماشین تعقیب کنند هرا می بینه و به سونر زنگ می زنه می گه که من می خوام یک سری اطلاعات بهت بدهم و باید تو را ببینم. کنان شوهر سلما به لب ساحل می ره و با علی طرح دوستی می ریزه و بعد او را به یک کافه دعوت می کنه و می گه که من می خواهم یک کار جدید درباره کشتی و دریانوردی در شرکتم انجام بدهم و به شما نیاز دارم من در شرکت کارجی کار می کنم و علی شوکه می شه چون این مرد شریک جمیله است.

ارسال نظر