roulette

دانلود سریال قسمت 109 به بعد روزی روزگاری

دانلود سریال قسمت ۱۰۹ سریال روزی روزگاری

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دانلود سریال قسمت های ۱۰۹ تا ۱۱۱ روزی روزگاری,دانلود سریال روزی روزگاری,دانلود کامل خلاصه سریال روزی روزگاری,خلاصه تمام قسمت های روزی روزگاری

سریال روزی روزگاری

سریال روزی روزگاری

دانلود سریال روزی روزگاری

عکس های جدید سریال روزی روزگاری,سایت دانلود سریال روزی روزگاری,تصاویر دیده نشده از سریال روزی روزگاری,بیوگرافی بازیگران سریال روز روزگاری,دانلود قسمت۱۱۰ سریال روزی روزگاری,دانلود کامل سریال ترکی,دانلود کامل عکس های سریال روزی روزگاری,پوسترهای بازیگران سریال روزی روزگاری

کارولین برای ازاد شدن نیاز به وثیقه داره و علی هم می گه که یادته من وقتی می خواستم جمیله را ازاد کنم تو از من خواستی طلاقش بدهم حالا تو هم طلاق بگیر تا من وثیقه بزارم. کارولین به جمیله زنگ نمی زنه و کلی التماسش می کنه جمیله هم می ره پول رابه علی می ده و می گه برو ازاد اش کن مسائل خانوادگی تو به من مربوط نیست طلاقت هم به من مربوط نمی شه. علی می گه راست می گه نباید از بدبختی مردم سواستفاده کرد اون الان به ما نیاز داره.

کارولین را ازاد می کنه. سونر نتونسته هنوز مراد را پیدا کنه و حسابی اشفته است و ایلین را همش از خودش دور می کنه و این ایلین را ازار می ده. حتی یک شب در خواب می بینه که مراد وارد اتاقش شده و می گه تو به من خیانت کردی سونر که خیلی نوشیده می زنه همه چیز را می شکنه و مثل دیوانه ها در خانه دنبال مراد می گرده ایلین خیلی نگرانش شده. بابای هاکان امده جمیله را تهدید کرده که باید هاکان را اخراج کنی که جمیله قبول نمی کنه برای کارگاه جمیله باید نخ برسه که بابای هاکان نمی گذاره و چند بار کامیون ها را در سر راه تهدید کرده و یا چرخ هایشان را پنچر کرده این بار جمیله خودش دنبال بار می ره که علی هم به زور سوار تاکسی جمیله می شه و می گه تو یک زن تنها از پس انها بر نمی ایی. سر راه افراد بابای هاکان با اسلحه وارد می شوند و جلوی کامیون را می گیرند که از ان طرف افراد سلیمان از طرف سونر می ایند و به انها کمک می کنند خلاصه جمیله و کامیون مواد اولیه می رسند اما بابای هاکان دست بردار نیست. کارولین هم هی حرص می خوره که کجا بودید که علی با طنز می گه با جمیله برای یاد گذشته ها رفته بودیم بگردیم و جاهای دیدنی و تفریحی رفتیم جمیله نمی تونه جلوی خنده اش را بگیره و می خنده و کارولین حرص می خوره. بابای هاکان دستور اتش زدن کارگاه را می ده و یکی از افرادش جمیله را زخمی می کنه او بی هوش می شه و کارگاه را اتش می زنه که علی می بینه و می ره تو جمیله را نجات می ده کارولین هم همش داد می زنه که همه اینها تقصیر تو جمیله است. خیلی پررو است به خدا. بعد هاکان می اید و می فهمه کار باباش بوده با باباش دعواش می شه و از ان طرف افراد باباش می ایند کتکش می زنند خونین به خانه جمیله می ره که به جمیله می گه من استعفا می دهم که جمیله می گه حرفش هم نزن این جنگ من و بابای تو است. از طرفی سلما هم با ان مرد شیاد ازدواج می کند ان مرد با دیدن جمیله یک حالی می شود واقعا مشخص نبود ارتباطش با جمیله چیست که عکسش را در اتاقش داشته.

امکان ارسال نظر وجود ندارد