roulette

دانلود خلاصه سریال در انتظار افتاب 112

دانلود خلاصه سریال در انتظار افتاب ۱۱۲

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دانلود خلاصه سریال در انتظار افتاب قسمت , دانلود خلاصه قسمت ۱۱۱ در انتظار افتاب,دانلود قسمت ۱۱۳ سریال در انتظار آفتاب,عکس های بازیگران سریال در انتظار آفتاب

دانلود خلاصه سریال در انتظار افتاب قسمت , دانلود خلاصه قسمت 111 در انتظار افتاب,دانلود قسمت 113 سریال در انتظار آفتاب,عکس های بازیگران سریال در انتظار آفتاب

دانلود خلاصه سریال در انتظار افتاب قسمت , دانلود خلاصه قسمت ۱۱۱ در انتظار افتاب,دانلود قسمت ۱۱۳ سریال در انتظار آفتاب,عکس های بازیگران سریال در انتظار آفتاب

kholase seryal dar entezar aftab ghsmat 112

دانلود خلاصه سریال در انتظار آفتاب,در قسمت ۱۱۲ سریال در انتظار آفتاب,عکس های دیده ندشه بازیگران ترکی,بازیگران ترکی,دانلود خلاصه سریال در انتظار آقتاب,دانلود خلاصه کلیپ تصویری سریال در انتظار آقتاب,عکس های جدید بازیگران در انتظار آفتاب,سایت رسمی سریال در انتظار آفتاب,بازیگران ترک,دانلود تمام قسمت های

دانلود خلاصه سریال در انتظار آفتاب

عموی باریش قبل از مرگش برای باریش نامه ای نوشته و ان نامه به مدرسه فرستاده می شود برگم نامه را به مادربزرگ باریش می دهد و او با خواندن نامه می فهمد که قتل پدر و مادر باریش کار بابای کرم احمد بوده است. می ره با بابای کرم دعوا می گیره که قلبش می گیره و به بیمارستان می برنش.

قبل از رفتن به نزد احمد او به کرم زنگ زده بوده و جای نامه در خانه را به او گفته بود. کرم هم با پدرش وارد خانه باریش می شود و زودتر از احمد نامه را پیدا می کند اما ان را نمی خواند زیرا مادربزرگ ازش قول گرفته بود که نامه را نخواند. باریش خیلی نگران مادربزرگش می شود و بچه ها شامل زینب اکسل کرم جان باران ملیس به خانه باریش می روند و برایش غذا درست می کنند پانتومیم بازی می کنند تا سر باریش گرم شود و این قسمت پانتومیم بسیار با نمک بود که حتی باریش را هم به خنده در اورده بود. جهان به تولین می گه که می خواد طلاق بگیره اما تولین زیر بار نمی ره جهان هم می ره برای خودش خونه می گیره. بابابزرگ زینب از بودن او با کرم ناراحت است و می گه که تو باید باهاش به هم بزنی نمی خوای مثل مادرت باردار بشی و ابرو ریزی کنی و به زینب یک سیلی می زنه که مادر زینب هم پشت زینب در می اید و با باباش دعوا می کنه بابابزرگ قند داره می ره بیرون حالش بد می شه که به دمت خبر می دهند. زینب پدربزرگش را می بیند و او را به بیمارستان می برد و اصرار دارد که او به درمانش بی توجه نباشد. مادربزرگ به خانه اورده شده اما نمی تواند حرف بزند و احمد هم یک پرستار برایش گذاشته تا همه چیز زیر نظرش باشد. جان با باران حرف می زند و باران می گوید که مادرش از او خواسته که رابطه شان را به هم بزند و او هم چاره ای ندارد. تولین می فهمد که جهان خانه گرفته و می ره سر دمت داد و هوار می کنه که اون شوهر من است و تو داری بهش خط می دهی تا ما جدا شویم که بابای اکسل می رسد و خودش را دوست دمت معرفی می کند تولین گیج می شود و عذرخواهی می کند و می رود.

 

ارسال نظر