roulette

حکایت بسیار زیبای دلقک

حکایت بسیار زیبای دلقک

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

حکایت بسیار زیبای دلقک

.: حکایت بسیار زیبای دلقک :.

نزد طبیب رفت و از غم بزرگی که در دل داشت گفت.

طبیب به او گفت:

به میدان شهر برو،

آنجا دلقکی هست،

آنقدر تو را میخنداند تا غمت از یادت برود.

مرد با چشمی اشکبار،

لبخند تلخی زد و گفت:

من همان دلقکم…



حکایت حکایت آموزنده حکایت بسیار زیبا حکایت بسیار زیبای دلقک حکایت جال حکایت جالب حکایت خواندنی داستان آموزنده داستان جالب داستان جدید

ارسال نظر